تبليغاتX
طنز

وقتی جلو ی دهن گشادشونو نمی بندند این جوری میشه

وقتی که نمی تونند بدون پسر ها یک لحظه هم دوام بیارند این جوری میشه

که خودشونو به پسر ها می چسبونند .

شما قضاوت کنید

 

اینم عاقبت متلک  گفتن این دخترا (یعنی همون حیوان های خانگی ) به پسر ها

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:4  توسط amin khan  | 

این هم یکی از ترشیده های روزگار

جونور خونگی

اینم یه قور باغه مثل بقیه قورباغه ها ( دختر ها )

اینم تصویری از شخصیت واقعی این موجودات

وقتی که این موجودات از رو نمیرن این جوری میشه

 

اینم از فرهنگ این زمبه ها

این هم از فرهنگ این زمبه ها

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:44  توسط amin khan  | 

دختری با مادرش در رختخواب
درد دل می کرد با چشمی پر آب

گفت: مادر حالم اصلا خوب نیست
زندگی از بهر من مطلوب نیست

گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟
روی دستت باد کردم مادرم
!

سن من از بیست وشش افزون شدِ
دل میان سینه غرق خون شد

هیچ کس مجنون این لیلا نشد
شوهری از بهر من پیدا نشد

غم میان سینه شد انباشته
بوی ترشی خانه را برداشته
!

مادرش چون حرف دختر را شنفت
خنده بر لب آمدش آهسته گفت:

دخترم بخت تو هم وا می شود
غنچه ی عشقت شکوفا می شود

غصه ها را از وجودت دور کن
این همه شوهر یکی را تور کن!

گفت دختر : مادر محبوب من!
ای رفیق مهربان و خوب من!

گفته ام با دوستانم بارها
من بدم می آید از این کارها

در خیابان یا میان کوچه ها
سر به زیر و با وقارم هر کجا

کی نگاهی می کنم بر یک پسر
مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟

غیر از آن روزی که گشتم همسفر
با سعید و یاسر و ایضاً صفر

با سه تاشان رفته بودم سینما
بگذریم از مابقی ماجرا!

یک سری همصحبت صادق شدم
او خرم کرد آخرش عاشق شدم

یک دو ماهی یار من بود و پرید
قلب من از عشق او خیری ندید

مصطفای حاج علی اصغر شله
یک زمانی عاشق من شد،بله

بعدِ جعفر یار من عباس بود
البته وسواسی وحساس بود

بعد ازآن وسواسی پر ادعا
شد رفیقم خان داداش المیرا

بعد او هم عاشق مانی شدم
بعد مانی عاشق هانی شدم

بعدهانی عاشق نادر شدم
بعد نادر عاشق ناصر شدم

مادرش آمد میان حرف او
گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو!

گرچه من هم در زمان دختری
روز و شب بودم به فکر شوهری

لیک جز آن که تو را باشد پدر
دل نمی دادم به هرکس اینقدر

خاک عالم بر سرت ، خیلی بدی
واقعاً که پوز مادر را زدی

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:42  توسط amin khan  | 

می دونید این کیه ؟

 این زیر گل رفته همون مدیر وبلاگ هک شده ی ضد پسره

خوب که عمرت تموم شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:44  توسط amin khan  | 

 

آهای دخترای ترشیده حالتون چه طوره ؟ : حدس میزنم چه حالی دارین

حالتون مثل اینه

با دم شیر بازی کردین اینم نتیجش . خوب البته از حیواناتی مثل شما بعید نبود

من نمیدونم شما به چی مینازید به ۲ تا شلغم تو سینتون مینازید

یا به اون ... خودتون مینازید . آخه بدبخت ها اگه پسر ها تصمیم بگیرن

که ازدواج نکنن که کل ایران را بوی ترشی میگیره گر چه همین الان هم

ایران را بوی ترشی گرفته . به هر حال همه میدونن که شما بدون پسر ها

می میرید . ( محتاج پسر ها هستید )

شما ها یک مشت ام الفساد هستید .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:24  توسط amin khan  | 

 

 

این وبلاگ به دلیل نوشتن چرت و پرت توسط امین هکر هک شد

amin hacker           amin khan

در این وبلاگ دختران ترشیده مشغول نوشتن چرت و پرت بودن

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:50  توسط amin khan  |